تبلیغات
معجزات علمی قرآن

قرآن و کروی بودن زمین

 

نوع مطلب :قرآن و کرویت زمین ،

نوشته شده توسط:رامین

 قرآن بارها سخن از مشرق‌ها و مغرب‌های زمین به میان آورده است؛ مانند: "...مشارق الأرض و مغاربها..." سوره‌ی‌ اعراف، آیه‌ی‌ 137 و " ربّ السّموات و الأرض وما بینهما و ربّ المشارق" سوره‌ی‌ صافات، آیه‌ی‌ 5 و " فلا أُقسم بربّ المشارق و المغارب..." سوره‌ی‌ معارج، آیه‌ی‌ 40.
چنانچه زمین مسطح بود و نه كروی، مشرق‌ها و مغرب‌ها با دغدغه رو به رو بود و بر فرض كرویت است كه هر آن، مشرق‌ها و مغرب‌ها تصور دارد. به دیگر سخن، مشرق‌ها و مغرب‌هایی كه از ناحیه‌ی‌ طول جغرافیایی و از سوی عرض‌های جغرافیایی تصور دارد، مشمول "مشارق و مغارب" قرآن است، و مردم عصر نزول قرآن، تا اندازه‌ای چنین چیزی را می‌دانستند (گرچه سرزمین حجاز از این امر بی ‌خبر بود).

زراره گوید از امام صادق (علیه‌السلام) شنیدم كه فرمود: مردی با من همراه شد كه نماز مغرب را شب هنگام (بعد از وقت مغرب) و نماز صبح را در فجر كاذب (قبل از طلوع فجر صادق) به جا می‌آورد و من (امام صادق) نماز مغرب را هنگام غروب آفتاب و نماز صبح را وقتی كه فجر صادق پدید می‌آمد به جا می‌آوردم.
آن مرد به من گفت: چرا شما نیز مانند من عمل نمی‌كنی؟ زیرا خورشید برای گروهی، پیش از آن‌كه برای ما طلوع كند طلوع می‌كند و نیز وقتی از افق ما غروب می‌كند، برای گروه دیگری (كه در مغرب ما قرار گرفته‌اند) هنوز در حال طلوع است و غروب نكرده است.
من (امام صادق) به او گفتم: (ما باید افق خودمان را در نظر بگیریم) بر ماست كه نمازمان را هنگام غروب خورشید به جا آوریم و هنگامی كه فجر (صادق) طلوع كرد نیز فریضه‌ی‌ صبح را بخوانیم و بر آنان (كه در مغرب ما زندگی می‌كنند) است كه وقتی خورشید از افقشان غروب كرد، نماز خویش نیز به جا آورند.
از بیان امام صادق (علیه‌السلام) و آن مرد، چنین فهمیده می‌شود كه تا اندازه‌ای اختلاف افق مشخص بوده است؛ زیرا چنین گفتمانی جز با كرویت زمین فرض ندارد.

پیشینه‌ی‌ فرضیّه كرویت زمین
پیشینیان قبل از "فیثاغورث"، زمین را مستوی و مسطح می‌پنداشتند، ولی او و دانشمندان دیگر بر كرویت زمین به چند دلیل تمسك كرده‌اند:
1. فیثاغورث، فیلسوف شهیر یونانی در اواسط قرن ششم پیش از میلاد بر كرویت زمین استدلال كرد و گفت: هیچ شكل هندسی‌ای كامل‌تر از كره وجود ندارد؛ چون همه‌ی‌ اجزای آن نسبت به مركز، كمال انتظام را دارد، و نیز اجرام آسمانی و از جمله زمین كه در نهایت كمال می‌باشد، جز بر این شكل كامل قابل تصور نیست.

2. ارسطو (384 ـ 322 قبل از میلاد) برای اثبات كرویت زمین گفت: در "مه ‌گرفت"های جزیی (خسوف جزیی) كه سایه‌ی‌ زمین بر جرم ماه می‌افتد، جز به شكل مستدیر (منحنی) دیده نمی‌شود.

3. ارسطو همچنین استدلال كرد كه پاره‌ای از ماده، چون به حال خود وا گذاشته شود، شكل كره به خود می‌گیرد و چون زمین ساكن و شناور در فضاست، شكل آن كروی است.

4. خورشید و ماه و سایر ستارگان، در همه جای زمین، همزمان طلوع و غروب ندارد؛ بلكه طلوع آن‌ها در بلاد شرقی، زودتر از بلاد غربی اتفاق می‌افتد. همچنین، غروب در بلاد شرقی، زودتر از شهرهای غربی اتفاق می‌افتد و این، دلیل است كه سطح زمین، در میان مشرق و مغرب انحنا و كرویت دارد.

گفتنی است كه این، همان دلیلی است كه بر محور آن، امام صادق (علیه‌السلام) با آن مرد گفتمان داشتند. آنچه اندیشوران بشری دارند، موروث از پیامبران پیشین است؛ چنان‌كه رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: " العلم میراثى و میراث الأنبیاء من قبلى" ؛ یعنی علم از پیامبران گذشته به ارث رسیده است و از من نیز به دانشمندان به ارث می‌رسد. لذا، عالمان راستین، وارثان پیامبران هستند.

5. درباره‌ی‌ كرویت زمین از شمال به جنوب می‌توان گفت: اگر كسی از جنوب به شمال سفر كند، ستارگانی را در ناحیه‌ی‌ شمال می‌بیند كه پیش‌تر بر او پوشیده بود و برخی از ستارگان شمالی كه پیش از آن برای وی طلوع و غروب داشت، " ابدی الظهور" می‌شود و پاره‌ای ستارگان كه در جنوب برای وی طلوع و غروب داشت، از نظرش پنهان، و " ابدی الخفاء " می‌شود.

6. برای كروی بودن سطح دریاها ـ كه سه‌چهارم كره‌ی‌ زمین را پوشانده است ـ چنین استدلال می‌شود: كشتی‌هایی كه از دور به شخص ناظر نزدیك می‌شوند، نخست سر دكل آن‌ها دیده می‌شود و هرچه نزدیك‌تر شود قسمت‌های پایین‌تر به نظر می‌رسد. 7. در قرن شانزدهم میلادی، "ماژّلانو" (Magellano) دریانورد پرتغالی، در سال 1519 در بندر "سان لوكر" واقع بر ساحل جنوب‌غربی اسپانیا به طرف مغرب در اقیانوس اطلس بادبان كشید و چون به مقابل قاره‌ی‌ آمریكا رسید، نزدیك سواحل شرقی آن، رو به جنوب پیش رفت و تنگه‌ای را ـ كه اكنون به نام خود او معروف است ـ اكتشاف كرد و از آن‌جا وارد اقیانوس كبیر شد و در این اقیانوس تا جزایر فیلیپین پیش رفت و در این‌جا در جنگی كه میان او و ساكنان این جزایر پیش آمد، كشته شد. از این پس، یكی از همكارانش دنباله‌ی‌ كار و نقشه‌ی‌ او را گرفت و پس از گذشتن از اقیانوس هند از جنوب‌غربی آفریقا دوباره وارد اقیانوس اطلس شد و در سپتامبر 1522، پس از سه سال، به بندر "سان لوكر" رسید.

این‌ها برخی از دلیل‌های كرویت زمین بود؛ البته با سیر هوایی و حركت سریع قاره‌پیما و وسایل پیشرفته‌ی‌ امروز كه همه‌ی‌ كره زمین به منزله‌ی‌ دهكده‌ای كوچك به‌شمار می‌آید، فتوا به كرویت كره‌ی‌ خاكْ سهل، و آگاهی از آنْ مقدور بسیاری از مسافران زمین‌پیماست

منبع:http://www.tahoordanesh.com/page.php?pid=8243



ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

قرآن و حرکت منظومه شمسی

 

نوع مطلب :قرآن و حرکت منظومه ی شمسی ،

نوشته شده توسط:رامین

قرآن مجید در آیه 38 و 40 سوره یس می فرماید: وَ الشَّمْسُ تجَْرِى لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذَالِكَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیم - لَا الشَّمْسُ یَنبَغِى لهََا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لَا الَّیْلُ سَابِقُ النهََّارِ وَ كلُ‏ٌّ فىِ فَلَكٍ یَسْبَحُون‏: و خورشید (نیز برای آنها از نشانه های خدا است) که پیوسته به سوی قرارگاهش در حرکت است، این تقدیر خداوند قادر و دانا است – نه برای خورشید سزاواراست که به ماه برسد و نه شب بر روز پیشی می گیرد، و هر کدام از آنها در مسیر خود شناورند».

آنچه در عصر نزول قرآن و قرنها قبل و بعد از آن بر محافل علمی در مورد آسمان و زمین حاکم بود، نظریه هیات «بطلمیوس» بود که زمین را مرکز جهان می شمرد و ستارگان و خورشید را در دل فلکهایی بلورین میخکوب دانسته، و فلکها را در اطراف زمین در گردش می پنداشتند.
قرآن در آیات فوق، مطلبی کاملا برخلاف آن می گوید: اولا می گوید: خورشید به سوی قرارگاهی در حرکت است (یا خورشید به سوی قرارگاهی در حرکت است یا خورشید در قرارگاه خود در حرکت می باشد) نه اینکه خورشید به دور زمین، آن هم نه خودش، بلکه به دنبال فلک بلورینش در حرکت است.
ثانیا خورشید و ماه، هر کدام در مسیر خود شناورند.

بعد از فرو ریختن پایه های فرضیه « بطلمیوس » در پرتو کشفیات قرون اخیر، و آزاد شدن اجرام آسمانی، از قید و بند افلاک برونی، این نظریه قوت گرفت که خورشید در مرکز منظومه شمسی ثابت و بی حرکت است و تمام منظومه شمسی پروانه وار به دور او می گردند.
در اینجا نیز خبری از حرکت خورشید، به سوی قرارگاه خاصی یا به دور خود نبود.

باز هم علم پیشرفت بیشتری کرد و مشاهدات نجومی که با استفاده از تلسکوپهای بسیار نیرومند صورت گرفت ثابت کرد حداقل خورشید دارای دو حرکت است: حرکت وضعی به دور خودش، و حرکت انتقالی به اتفاق تمام منظومه شمسی به سوی نقطه مشخصی از آسمان یا به تعبیر دیگر، به سوی ستاره « وگـا » که از ستارگان صورت فلکی « الجاثی علی رکبتیه » می باشد. صورت فلکی «الجاثی علی رکبتیه» به مجموعه ای از ستارگان گفته می شود که صورتی را در آسمان تشکیل می دهند شبیه کسی که بر سر زانو نشسته و آماده برخاستن است، و ستاره « وگا » جزء این مجموعه است که منظومه شمسی همراه خورشید به سوی آن در حرکت می باشد.

در یکی از دایرة المعارفها آمده است: خورشید علاوه بر حرکات ظاهری، حرکت واقعی دارد.
حرکت دورانی کهکشانی، خورشید را با سرعت حدود یک میلیون و یکصد و سی هزار کیلومتر در ساعت در فضا می گرداند، اما در داخل کهکشان هم خورشید ثابت نیست، بلکه با سرعت قریب 72 هزار کیلومتر در ساعت بهجانب صورت فلکی «الجاثی» حرکت می کند و اینکه ما از این حرکت سریع خورشید در فضا بی خبریم، به سبب دوری اجرام فلکی است.
سپس می افزاید: خورشید به دور خود حرکت دورانی وضعی نیز دارد.(1)

تعبیر به" تدرك" و" سابق":
تعبیرات قرآن به اندازه‏اى حساب شده است كه ریزه‏كاریها و دقتهاى آن قابل احصا نیست، در آیات فوق هنگامى كه سخن از حركت ظاهرى ماه و خورشید در مسیر ماهانه و سالیانه در میان است مى‏گوید:" براى خورشید سزاوار نیست كه به پاى ماه برسد (چرا كه ماه مسیر خود را در یك ماه طى مى‏كند و خورشید در یك سال، این تفاوت سرعت به اندازه‏اى است كه تعبیر مى‏كند این هرگز به پاى او نمى‏رسد (لَا الشَّمْسُ یَنْبَغِی لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ).
اما در مورد شب و روز چون با هم فاصله چندانى ندارند و دقیقا پشت سر هم قرار گرفته‏اند مى‏گوید" شب از روز پیشى نمى‏گیرد" مى‏بینیم این دو تعبیر در اینجا بسیار حساب شده است. (2)

منبع:

http://www.tahoordanesh.com/page.php?pid=8242

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

قرآن و قانون جاذبه عمومی

 

نوع مطلب :قرآن و قانون جاذبه عمومی ،

نوشته شده توسط:رامین

منبع:http://www.tahoordanesh.com/page.php?pid=8239

قرآن در چند مورد به این قانون اشاره دارد:
1. " اللّه الّذی رفع السّموات بغیر عمدٍ ترونها ثم اسْتوی علی العرش و سخّر الشّمس و القمر كلّ یجری لأجل مسمّی یدبّر الأمر یفصّل الایات لعلّكم بلقاء ربّكم توقنون" سوره‌ی‌ رعد، آیه‌ی‌ 2؛ خداوند، همان كسی است كه آسمان‌ها را بدون ستون‌هایی كه آن‌ها را ببینید برافراشت؛ آن‌گاه بر عرش استیلا یافت و خورشید و ماه را رام كرد كه هریك برای مدتی معیّن به سیر خود ادامه می‌دهند. خداوند در كار آفرینش تدبیر، و آیات خود را به روشنی بیان می‌كند؛ امید كه شما به لقای پروردگارتان یقین حاصل كنید.

2. "خلق السّموات بغیر عمد ترونها و ألقی فی الأرض رواسی أنْ تمید بكم و بثّ فیها من كلّ دابّة..." سوره‌ی‌ لقمان، آیه‌ی‌ 10؛ آسمان‌ها را بی‌هیچ ستونی كه آن را ببینید آفرید و در زمین كوه‌های استوار بیفكند تا مبادا زمین شما را بجنباند و در آن از هر گونه جنبنده‌ای پراكنده كرد.
"حسین بن خالد" گوید: از امام رضا (علیه‌السلام) درباره این آیه سؤال كردم: "و السماء ذات الحبك" سوره‌ی‌ ذاریات، آیه‌ی‌ 7.
فرمود: آسمان و زمین در هم شبكه شده است و انگشتان دستان خویش را در هم داخل كرد.
گفتم: چگونه آسمان و زمین در هم شبكه شده است (و همدیگر را نگه داشته‌اند) و حال آن‌كه خداوند می‌فرماید: "...رفع السّموات بغیر عمدٍ ترونها..." سوره‌ی‌ رعد، آیه‌ی‌ 2.
فرمود: منزّه است خدا (سبحان الله)، آیا نمی‌فرماید: "بغیر عمدٍ ترونها
گفتم: چرا.
فرمود: پس ستونی وجود دارد، ولی شما آن را نمی‌بینید: "فثّم عمد ولكن لاترونها" .

حسین بن خالد در فهم آیه به اشتباه افتاده بود و خیال می‌كرد كه معنای آیه این است كه آسما‌ن‌ها چنان‌كه می‌بینید بدون ستون‌ها برافراشته شده‌اند؛ ولی امام رضا (علیه‌السلام) فرمود: آسمان‌ها را بدون ستونی كه ببینید بالا برد؛ یعنی ستون دارد ولی شما آن را نمی‌بینید و آن ستون نیز به گونه‌ای است كه مایه‌ی‌ تعادل زمین و آسمان شده است و انگشت‌های خود را بدین منظور در هم شبكه كرد.(1)

توضیح اینکه: در زمان نزول آیات قرآن، تنها فرضیه ای که بر افکار دانشمندان آن عصر، و قرنها بعد از آن و قبل از آن، حاکم بود فرضیه هیات «بطلمیوس» بود که با تمام قدرت بر محافل علمی جهان حکومت می کرد و طبق آن، آسمانها به صورت کراتی تو در تو همانند طبقات پیاز روی هم قرار داشت، و زمین در مرکز آنها بود، و طبعا هر آسمانی متکی به آسمان دیگر بود، ولی بعد از حدود هزار سال از نزول قرآن، بطلان این عقیده با دلایل قطعی ثابت شد، و نظریه افلاک پوست پیازی به کلی کنار رفت و این معنی مسلم شد که هر یک از کرات آسمانی در مدار و جایگاه خود معلق و ثابت است و هر چند مجموعه ها و منظومه ها دارای حرکتند، و تنها چیزی که آنها را در جای خود نگه می دارد، همان تعادل قوه جاذبه و دافعه است، قوه جاذبه – که می گوید هر دو جسمی، یکدیگر را به نسبت مستقیم جرمها و به نسبت معکوس مجذور فاصله ها جذب می کنند – سبب می شود که همه کرات آسمانی باسرعت به سوی هم حرکت کنند، و در مرکز واحدی جمع شوند، ولی حرکت دورانی که در سیارات و یا منظومه ها وجود دارد،- می دانیم خاصیت دورانی همان گریز از مرکز می باشد- سبب می شود که این کرات و منظومه ها، به سرعت از هم دور شوند، (درست مانند فرار آتش گردان هنگامی که در حال چرخیدن، سیم آن قطع شود که هر یک از قطعات آتش به نقطه دور دستی پرتاب می شود) حال اگر قوه جاذبه دقیقا با قوه دافعه مساوی باشد، نه ذره ای کمتر و نه ذره ای بیشتر، در این صورت ستون نیرومند نامرئی به وجود می آید که آنها را در جای خود ثابت نگه می دارد، همان گونه که کره زمین ما میلیونها سال است در مدار معینی بر گرد خورشید حرکت می کند، نه جذب آن می شود و نه از آن دور می گردد، و این از نشانه های عظمت خدا، و از نشانه های اعجاز قرآن است.
(2)

بنابراین، نیروهایی كه قرآن از آن‌ها نام می‌برد و سبب برپایی زمین و آسمان‌ها می‌شوند، چه بسا قانون جاذبه و نیروی گریز از مركز و دیگر نیروهایی باشد كه تاكنون شناخته نشده است؛ البته احتمال‌های دیگر فیزیكی و ریاضی، كاملا ً مطرح و صلاحیت عرضه‌ی‌ علمی دارد.
امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرماید: "هذه النجوم الّتى فى السَّماء مدائن مثل المدائن الّتى فى الأرض مربوطة كلّ مدینة إلی عمود من نور طول ذلك العمود فى السّماء مسیرة مأتین و خمسین سنة" ؛ ستارگان آسمان، شهرهایی است مانند شهرهایی كه در زمین قرار گرفته است. هر شهری (ستاره‌ای) به ستونی از نور بسته شده است و طول آن برابر مسافت دویست و پنجاه سال راه می‌باشد.

سخن حضرت علی (علیه‌السلام) می ‌تواند تفسیری بر آیات بالا و دیگر آیاتی باشد كه ناظر به قوانین حاكم بین اجرام فلكی و اجسام عنصری است، كه قابل انطباق بر جاذبه‌ی‌ عمومی است؛ البته همان‌گونه كه قبلا ً بازگو شد، مجال پژوهش درباره‌ی‌ هر احتمال دیگر وجود دارد. علامه طباطبایی (رحمه‌الله) می‌نویسد:
"اگر یك جرم فضایی بتواند بدون ستونی كه بر آن تكیه كند، سرپا بایستد، پس می‌تواند به واسطه‌ی‌ سبب ویژه و طبع خاص یا جاذبه عمومی نیز به اذن خدا سر پا بایستد" .

"موریس مترلینگ" (1862 ـ 1949م) نویسنده و متفكر و محقّق مشهور بلژیكی و گیرنده‌ی‌ جایزه ادبی نوبل در سال 1919 میلادی و عضو آكادمی فرانسه، پژوهش درباره‌ی‌ قانون جاذبه را به دانشمندان پیش از اسلام نسبت داده و نوشته است:
" قانون بزرگ جهان كه تاكنون قانونی بزرگ‌تر از آن به نظر نوع بشر نرسیده است، قانون جاذبه است كه "نیوتون" دانشمند معروف انگلیسی آن را كشف كرد. "پلوتارك" كه چندین قرن پیش از میلاد می‌زیسته است، در كتاب خود می‌گوید: ما حیرت می‌كنیم كه چرا ماه سقوط نمی‌كند و روی زمین نمی‌افتد. "كپلر" منجم معروف آلمان، خیلی زودتر از نیوتن درصدد برآمد كه قانون جاذبه‌ی‌ زمین را كشف كند. او گفت: ستارگان به نسبت مكعب مسافت میان خود، یك‌دیگر را جذب می‌كنند.

نیوتن در انگلستان، مطالعات و محاسبات كپلر را تعقیب كرد و شانزده سال مشغول محاسبه بود تا توانست قوه‌ی‌ جاذبه را كشف كند و بگویـد: F = G و نظر كپلر را كامل كند" .
یعنی نیروی جاذبه (F) برابر است با ضرب 8 610/6 = G در m در M (جرم‌های بزرگ و كوچك) تقسیم بر فاصله(2 r ) اِر به توان دو، و به تعریف دیگر، هر ذرّه‌ی‌ مادّه در جهان، ذرّه‌ی‌ دیگر را با نیرویی جذب می‌كند كه متناسب با حاصل‌ضرب جرم‌های آن‌هاست و با مجذور فاصله‌ی‌ میان آن‌ها نسبت عكس دارد.

همان‌گونه كه قبلا ً ارایه شد، دانش تجربی و فنّ طبیعی، توان تعلیل نهایی را از یك سو، و قدرت تحدید علت و بیان علت منحصر را از سوی دیگر ندارد؛ زیرا اصل قانون علّیت، مطلبی عقلی است،نه تجربی، و حصر علّت نیز بدون استمداد از اصل تناقض و سایر مبادی تصدیقی فلسفی میسور نیست و چنین شهامتی جز در قلمرو حكمت برهانی پدید نمی‌آید. لذا، مادامی كه قانون جاذبه و مانند آن در مدار اصل علّیت و نیز در محور حصر در نیاید، جزم علمی به این‌كه علّت، اصل جاذبه است و اینکه علت منحصر نیز همین جاذبه است، حاصل نخواهد شد. (3)



ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

  • تعداد کل صفحات:38 
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • ...